تبلیغات
مطالب روز
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه
 
 
خانه ام کو
 
 
خانه ات کو؟
 
 
آن دل دیوانه ات کو؟
 
 
روز های کودکی کو؟
 
 
فصل خوب سادگی کو؟
 
 
یادت آید روز باران،گردش یک روز دیرین؟
 
 
پس چه شد دیگر،کجا رفت؟
 
 
خاطرات خوب و رنگین
 
 
در پس آن کوی بن بست
 
 
در دل تو آرزو هست؟
 
 
کودک خوشحال دیروز
 
 
غرق در غم های امروز
 
 
یاد باران رفته از یاد
 
 
آرزو ها رفته بر باد...


تاریخ : پنجشنبه 26 تیر 1393 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

رهبر معظم انقلاب: محبوب ترین انسان‌های جامعه نزد پروردگار، جوان‌های پارسا و پرهیزگار و مومن هستند.

 



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:51 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

کارى که مى خواهى انجام دهى ، حرفى را که مى خواهى بزنى چنان باشد که فردا بتوانى آن را بخوانى .یکى از صالحین به فرزند خود گفت : مرا به تو حاجتى است .

 پسر گفت : هر چه بفرمائى اطاعت مى کنم . پدر گفت : شب که به منزل مى آئى

هر چه از هنگام خارج شدن از منزل گفته و انجام داده اى برایم نقل کن . پسر قبول کرد. شب که آمد شروع به نقل کرد، تا رسید به حرفهاى زشتى که زده بود و

کارهاى ناروائى که انجام داده بود، از پدر خجالت کشید که بگوید. دست پدر را بوسید و گریه کرد و گفت : اى پدر از این حاجت بگذر و جز آن هر چه بفرمائى اطاعت

 مى کنم . زیرا از تو خجالت مى کشم . پدر فرمود: اى پسر، من بنده ضعیف و عاجزم

 از من خجالت مى کشى ، ولى فرداى قیامت در محضر رب العالمین چه خواهى کرد.

 این موضوع و موعظه سبب توبه پسر گردید آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه

 مى فرماید: کارى که مى خواهى انجام دهى ، حرفى را که مى خواهى بزنى چنان باشد

 که فردا بتوانى آن را بخوانى .

 آیا مى توانى فردا بخوانى که در فلان روز فحش دادم در فلان روز فلان کار زشت را

انجام دادم ؟ پس اگر نمى توانى چرا!؟.... هم اکنون در فکر باش ؟


 زبده القصص/على میرخلف زاده






تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:50 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

شرم سازمانهای جهانی و جنایات جانیانِ قصابِ صهیونیسم ....




تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

اگر در اندیشه این هستید که کجا و چگونه مراسم ازدواجتان را جشن بگیرید، فهرستی از عجیب ترین جشن ها را درخصوص مراسم ازدواج در اختیار شما قرار می دهیم.



اندونزی



در اندونزی، عروس دندانهایش را سیاه می کند و برای اثبات اینکه در طول زندگی اش به همسرش خدمت می کند در طول مراسم ازدواج، پاهای داماد را می شوید. همچنین در هنگام رفتن عروس به خانه داماد، پاهای عروس نباید زمین را لمس کند. بنابراین به ناچار هرچقدر هم که مسافت دور باشد، عروس باید تا منزل داماد بر روی شانه های پدر و مادرش حمل شود.



جزیره جاوه

در جزیره جاوه در اندونزی که یکی از پرجمعیت ترین مناطق آن کشور است از کسانی که قصد ازدواج دارند، می خواهند که 25 موش در تله بیاندازند. این سنت به تقلید از حاکم جاوه صورت می گیرد و تلاشی برای نابودی موشهایی است که محصولات برنج را تهدید می کنند.



هند



اما در هند، دخترانی که قصد ازدواج دارند مرد مناسب خود را در مراسم ویژه ازدواج می بینند و با عصا ضربه ای به سر و کمر وی می زنند. به باور آنها، مردان مستحق پیوند ازدواج طاقت ضربات محکمتراز این را نیز دارند.همچنین قبیله "تودا" در هند، در طول برگزاری جشن، باید عروس بر روی دست ها و زانو های خود راه برود تا به داماد برسد و داماد با گذاشتن پایش به سر عروس، موجب مبارکی این وصلت شود. در این نوع از مراسم عروس حلقه ازدواجش خود را در یکی از انگشتان پایش قرار می دهد.



چین

قوم "تویجا" در مرکز چین سنت ویژه ای در زمینه ازدواج دارند. در هنگام اعلام موعد ازدواج باید عروس و داماد طی 10 روز، هر روز به مدت 3 ساعت تمام گریه کنند و در روز آخر، پدر و مادر، خواهران، دوستان و نزدیکان آنها نیز باید همراه عروس و داماد گریه کنند.  طی این روزها عروس و داماد ترانه های متنوع غمگینی را با نام "ترانه های گریه آور ازدواج" سر می دهند.



گینه جدید

در گینه جدید دامادهای قبیله "دانی" باید  برای اثبات محبتش به همسر آینده اش، یکی از انگشتان دستش را قطع و به وی تقدیم کند. اگر این ازدواج سر نگیرد عروس باید چنین کاری را کرده و با انگشت داماد دفن کند.



اسکاتلند



در برخی روستاهای اسکاتلند، پیش از شروع مراسم عروسی، عروس و داماد را سیاهپوش کرده و انواع زباله های متعفن و بدبو نظیر تخم مرغ گندیده و اعضای داخل شکم ماهی را روی سر آن دو خالی می کنند.



سپس عروس و داماد با همین وضع در شهر گشته و راهی محل آماده شده برای مراسم می شوند. در اصل این کار برای حفظ زوج جوان از چشم زخم، انجام می شود.



مغولستان



در منطقه Duar واقع در مغولستان، عروس و داماد جهت نهایی کردن تاریخ مراسم، یک جوجه مرغ را در حالی قربانی میکنند که چاقوی مورد استفاده برای این کار را به طور مشترک در دست گرفته اند. سپس شکم جوجه را شکافته و جگر آن را در می آورند، اگر جگر جوجه سالم باشد، به این معناست که تاریخ مورد نظر مناسب است و اگر جگر حیوان، بیمار باشد، یعنی باید به فکر تاریخ دیگری بود!قبیله آفریقایی گوبیس

در این قبیله عروس مجبور است که در روز زفاف زبان خود را سوراخ کرده و داماد نخی از آن عبور دهد و این قفل زبان است و تعهدی است که زن زیادی حرف نزند و به عبارت عامیانه روده درازی نکند. هرگاه زن زیاد حرف زد مرد اشاره به قفل زبانش می کند.



اسکیموها

از جمله آداب و رسوم اسکیموها در مراسم ازدواج این است که داماد اقدام به بوییدن بوی عطر عروس کند اگر از بوی عطر عروس خوشش آمد ازدواج می کند در غیر این صورت پا به فرار می گذارد.



آمازون

هفت شب مانده به مراسم ازدواج، داماد تعداد زیادی از مرغهای روستا را دزدیده و آنها را سر می برد. سپس مرغها را پخته و سرهایشان را می خورد و پای مرغها را روی تختخواب عروس می اندازد.



بورونئی

اما در بورنئی عروس و داماد تا 3 روز پس از ازدواجشان نباید حمام بروند. بنا به باور آنها این سنت راز موفقیت ازدواج آنهاست. به خاطر تحقق این هدف، عروس و داماد تحت نظارت شدید افراد خانواده قرار می گیرند.



 




تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:47 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

«نادر بسریا» (که به نام «نادر مهدوی» شناخته می شود) به تاریخ 14 خرداد 1342 شمسی در روستای «نوكار»(از توابع دهستان «بحیری» در شهرستان« دشتی ») واقع در استان «بوشهر» متولد شد. وی در اول اردیبهشت 1360 شمسی، جامه سبز پاسداری از نهضت روح‌الله را بر تن کرد. وی از افراد موثر در تاسیس «ناوگروهِ دریایی ذوالفقار» در سال 1364 شمسی بود که خود نیز فرماندهی آن را بر عهده گرفت. این ناوگروه، طی ماه های بعد و در جریان نبردهای دریایی با ناوگانِ متجاوز ایالات متحده در خلیج فارس، نقش اصلی را بر عهده داشت و ضربات دردناکی به هیثیت و ابهت «شیطان بزرگ» وارد ساخت.

«نادر مهدوی» و تنی چند از هم رزمانش، شام‌گاه روز 16 مهر 1366 شمسی، پس از رویارویی سختی با نیروی دریایی آمریکا، در حوالی جزیره فارسی، بال در بال ملائک گشودند. گفته می شود که «نادر مهدوی»، با جراحاتی سخت و نیمه جان، به دست تفنگداران دریایی آمریکا افتاد و در عرشه ی ناو جمگی «یو اس اس چندلر» بر اثر فشارهای وارده تحت عنوان بازجویی و عدم رسیدگی به جراحات، به شهدت رسید. پیکر پاک او، روز 22 مهرماه، از مسقط پایتخت «عمان» تحویل گرفته شد و از مرز هوایی وارد «فرودگاه مهرآباد» تهران گردید. جسمِ خونینِ «نادر مهدوی» بر دوش هزاران تن از مردم، در مقابل «لانة جاسوسی آمریكا» تشییع و سپس به «بوشهر» انتقال یافت. در آن جا نیز پس از تشییع مجدد، در روستای «بحــیری» تا ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.

«نادر مهدوی» به سال 1361 شمسی، با دختری از روستای «بحـیری» به نام خانم « سكینة جوكار» ازدواج كرد. مدت این زندگی مشترك، پنج سال بود و حاصل آن، دخـتری است که در اربعین شهادت پدرش به دنیا آمد و طبق وصیت او، نامش را «زهرا» گذاشتند.

تصویری که مشاهده می کنید، نمایی است از مراسم ازدواج «نادر مهدوی» و سرکار خانم «جوکار». «نادر مهدوی» لباس رسمی سپاه را به عنوان «لباس دامادی» بر تن دارد.



روحمان با یادش شاد

نثار روح بلندپروازش، صلوات




تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:46 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

حجت الاسلام قرائتی در سخنرانی شب قدر رمضان در مسجد دانشگاه تهران با بیان اینکه مشکل جامعه ما یا ناشی از غفلت است و یا به خاطر شهوت گفت: راه حل غفلت نماز است و مشکل شهوت هم با ازدواج حل می شود.



حجت الاسلام قرائتی با اشاره به چشم و هم چشمی های فراوان و ساختگی بودن بسیاری از برنامه ها و مراسمات ابتدای زندگی گفت: اگر کارهایمان روی عقل نباشد زندگیهایمان هم نکبت خواهد شد، می بینید دختری هست که لیسانسش را گرفته است خودش را برای اینکه فوق لیسانس بگیرد به چند هزار جوان دیگر هم نشان داده است اما حالا کار گیرش نمی آید، شوهر هم گیرش نمی آید. هر چی شوهر آمد گفت می خواهم درس بخوانم.



امام جماعت مسجد دانشگاه تهران سپس به بیان خاطره ای از نامه یک دانشجوی دختر دانشگاه به او درباره ازدواج پرداخت و گفت: دختر دانشجویی به من نامه نوشت و گفت خداوند چهار نفر را لعنت کند، پدرم، مادرم، استاد و مشاورم را. خواستگارهای زیادی در پیش دانشگاهی و سال اول و دوم دانشگاه داشتم، پدر و مادر و استاد و مشاورم گفتند اول لیسانس و فوق لیسانست را بگیر. آنها را رد کردم، الان چند سال است که فوق لیسانسم را گرفتم اما دیگر خواستگار ندارم و از حق طبیعی ازدواج محروم مانده ام، خداوند این چهار نفر را لعنت کند.



حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه نباید در چنین شبی درباره این مسائل سخن بگوید گفت: چون اهم مشکلات جامعه اینهاست من مجبورم در این باره حرف بزنم، مشکل جامعه یا غفلت است یا شهوت. باید نماز بر پا شود تا غفلت از بین برود و ازدواج آسان شود تا جوانها بیمه شوند و از شهوت آسیب نبینند. با غیر از این دو تا هم نمی شود. دیروز فردی به من زنگ زد و گفت من می خواهم دو میلیارد کار خیر کنم، به او گفتم برو پنجاه تا جوان را داماد کن، من در کارت دخالت نمی کنم اما اگر از من بپرسی می گویم کار خیر برای جامعه ما یا ازدواج است یا بر پا داشتن نماز.



حجت الاسلام قرائتی سپس به نقد نظام آموزش عالی پرداخت و گفت: چرا کاری کردیم که دختر و پسر ما این همه به سمت گرفتن لیسانس هجوم می آورند، اگر اشتباه نکرده باشم آقای رییس جمهور می گفت تا دو سال دیگر هفت میلیون فوق لیسانس بیکار خواهیم داشت، دانشگاه های ما باید درسی به جوانها بدهند که او بعدش بتواند با آن کاری بکند. درس باید به درد بخورد، خیلی وقتها جوانها تحصیلات بالایی دارند اما کاربردی نیست، مثل آخوندهایی که خیلی بیشتر از بقیه می دانند اما نمی توانند حرف بزنند.



حجت الاسلام قرائتی گفت: متأسفانه ما خیلی از وقتها چیزهایی می خوانیم که هیچ جا به درد نمی خورد، در حوزه می خوانیم گوشت خرگوش حلال است یا حرام، مگر الان مشکل ما گوشت خرگوش است؟ در دانشگاه یا مدرسه می خوانیم کوه هیمالیا چند متر است، انگار می خواهد از هیمالیا برود بالا. فقط یک سری محفوظاتی برای نمره گرفتن است، ولی در عمل دین کمرنگ است و ازدواج هم نیست، خط را گم کرده ایم.  برای همین است که تمام دعاها مستحب است بجز دعای «اهدنا الصراط المستقیم»، روزی ده بار واجب است به بهانه نماز این دعا را تکرار کنیم.

 

 

 



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:37 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

شاه کلید از نظر آیت الله نخودکی(ره)

نقل است جوانی نزد شیخ نخودکی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم

  شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟

شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت، «شاه کلید» است.

 



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:32 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

ای شهدا!
ما بعد از شما هیچ نكردیم!!!
لباس های خاكی تان را در میدان های مین و لابه لای سیم خاردارها رها كردیم،عهدمان را شكستیم و دعای عهد را فراموش كردیم،زمان ندبه و سمات را گم كردیم.
شربت های صلواتی را با نسیان بر زمین ریختیم و به عطش خندیدیم.
بر تصاویر نورانی تان روی دیوارهای شهر رنگ غفلت پاشیدیم و پوستر تبلیغاتی نصب كردیم.
تاول شیمیایی را از یاد بردیم و غیرت ها را به بهایی اندك فروختیم...
عشق را به بازی گرفتیم و از خونهایتان به راحتی گذشتیم...
اما باز هم امیدی هست!!!
آری ! تا ولایت هست هنوز امید داریم

 



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 06:23 ب.ظ | نویسنده : f a | نظرات

شب نوزدهم: اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند. اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است. اعمالی که در هر سه شب مشترک است: 1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.) 2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد. 3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماۆُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد. 4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید: اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ. ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ ده مرتبه: بِعلیٍّ ده مرتبه: بِفاطِمَةَ ده مرتبه: بِالحَسَنِ ده مرتبه: بِالحُسَین ِ ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ ده مرتبه: بِالحُجَّةِ. پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن. 5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است. 6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد. 7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند. 8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ... اعمال مخصوص هر شب قدر شب نوزدهم: 1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه". 2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ". 3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود . 4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.




تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:39 ق.ظ | نویسنده : f a | نظرات




یکی از دوستان که در زمینه های تربیتی بسیار فعال بوده و برای آشنایی جوانان و نوجوانان با ائمه اطهار زحمات بسیاری کشیده می گوید:



خداوند به من فرزندی عطا فرمود که در سن جوانی از مسیر صلاح منحرف شد و اعمالش باعث سر افکندگی من می شد و در عوض همسایه ای داشتیم که انسان مقید و آدم سالمی نبود اما خدا فرزندی پاک وجوانی شایسته به او عنایت کرده بود.



روزی با شنیدن خبر یکی از کار های زشت پسرم عصبانی شدم  و به حرم مطهر امام رضا(ع) مشرف شدم و از حضرت بسیار گله کردمکه چرا پسر من که عمرم را برای خدمت به شما گذرانده ام اینچنین و فرزند همسایه منحرفم آنچنان باشد!

 

همان شب در عالم خواب، علی بن موسی الرضا(ع) را دیدم  و حضرت فرمودند: می دانی چرا چنین شدهاست؟ چون وقتی فرزند تو به دنیا آمد در دل شروع به نقشه کشیدن کردی و برای تربیتش فقط معلومات و تجربیات تربیتی خود دل بستی و مغرور شدی.



اما همسایه ات با همه بدی هایش روزی که فرزندش متولد شد حتی به حرم ما نیامد و از داخل خیابان چشم به گنبد دوخت و گفت: شما که می دانید من بلد نیستم کسی را تربیت کنم واگر می توانستم تربیت کنم، خودم را تربیت می کردم پس به شما اعتماد م یکنم و فرزندم را به دستتان می سپارم، خودتان او را آنگونه که دوست دارید تربیت کنید.



فرزند او را ما تربیت کردیم وفرزند تو را خودت!

 

 



تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:38 ق.ظ | نویسنده : f a | نظرات
علت اصلی بد حجابی در ایران
 


” اگر از دختران ایران بخواهیم که یک انشا در رابطه با حجاب و عفاف بنویسید، این احتمال بسیار زیاد است که دخترانی که حجاب ظاهری مناسبی ندارند، انشا بهتری بنویسند و این نشان دهنده ان است که در ایران بسیاری از افراد باورهای دینی لازم را ندارند. “

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور می‌گوید علت اصلی بد‌حجابی در جامعه ایران این است که خانواده‌های مذهبی نتوانسته‌اند احساس و باور مذهبی را به فرزندان خود منتقل کنند.

آنها فقط آگاهی دینی به فرزندان خود داده‌اند، در حالی که ‌در خانواده‌های متدین باید رابطه آرامش‌بخش متقابل بین پدر و مادر وجود داشته باشد تا فرزندان در کنار آموزه‌های دینی و شناختی که مستقیم از حجاب و نماز و ارزش‌های دینی پیدا می‌کنند احساس خوشایندی هم به این رفتارها داشته باشند.
حجاب

تربیت دینی، تربیت تحمیلی و بیرونی نیست‏‌‏‌، خدا انسان را کنجکاو آفریده است و این کنجکاوی است که انسان را به خداجویی هدایت می‌کند.

افروز گفت:‌ اگر از دختران ایران بخواهیم که یک انشا در رابطه با حجاب و عفاف بنویسید، این احتمال بسیار زیاد است که دخترانی که حجاب ظاهری مناسبی ندارند، انشا بهتری بنویسند و این نشان دهنده ان است که در ایران بسیاری از افراد باورهای دینی لازم را ندارند.

او با بیان اینکه رفتارهای دینی بر بستر باورهای دینی شکل می‌گیرد، گفت:‌ باورهای

دینی اگر غنی، ‏‌متعادل و متعالی باشد، باورهای دینی بستر پدیدار شدن رفتارهای دینی می‌شود. بنابراین آنچه دارای اهمیت است این است که باورهای دینی باید درست شود که اگر باورها درست شود ‏‌شاهد ایجاد رفتارهای دینی در کشور می‌شویم.

” باورهای دینی باید درست شود که اگر باورها درست شود ‏‌شاهد ایجاد رفتارهای دینی در کشور می‌شویم. “

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور تاکید کرد: عفاف و حجاب زمانی موثر است که باور عمیقی پشت سر حجاب باشد. همانگونه که مشاهده می‌کنیم هر کجا که دختران در گستره جهان باورهای دینی درستی دارند، رفتارهای دینی مناسبی از خود بروز می‌دهند و مشکل ما در ایران این است که دختران ما مسائل دینی را می‌دانند اما بر آن باور ندارند.

دانش لزوما انسان را به طرف باور هدایت نمی‌کند بنابر‌این تا دختران جامعه ایران باوری به حجاب و نماز نداشته باشیم شاهد بروز حجاب و نماز در جامعه نیستیم.

خانواده‌های متدین باید رابطه آرامش‌بخش متقابل بین پدر و مادر وجود داشته باشد تا فرزندان در کنار آموزه‌های دینی و شناختی که مستقیم از حجاب و نماز و ارزش‌های دینی پیدا می‌کنند احساس خوشایندی هم به این رفتارها داشته باشند.

بچه‌ها به طور قطع عروسک باربی را با آن سر و ظاهر به مادر با حجاب خود که چادر را موقع قهر کردن از خانه به سر می‌کند، ترجیع می دهند
حجاب

در خانه‌ای که پدر و مادر محبوب هستند ‏‌در کنار انتقال ارزش‌های دینی‌، احساس قوی و غنی دینی در بچه‌ها ایجاد می‌شود زیرا فقط در صورتی که بچه‌ها شیفته پدر و مادر مذهبی خود باشند ، احساس دینی در آنها به وجود می‌آید‌.

افروز گفت:‌ اگر مادر رضامندی زوجیتی نداشته باشد و دچار رگه‌هایی از اضطراب و افسردگی شده باشد و از ازدواج خود ناراحت باشد، این مادر احساس خوشایندی را در فرزند خود ایجاد نمی‌کند بنابر‌این حجاب او تاثیر مثبتی در فرزندانش ایجاد نمی‌کند.

بچه‌ها به طور قطع عروسک باربی را با آن سر و ظاهر به مادر با حجاب خود که چادر را موقع قهر کردن از خانه به سر می‌کند، ترجیع می‌هد. چطور می‌توان انتظار داشت فرزندی به چادر علاقمند شود در صورتی که می‌بیند مادر وقتی از بیرون به منزل می‌آید چادر را به کناری پرت می‌کند و می‌گوید از گرما پختم! وقتی چادر این قدر بد است چطور می‌توان انتظار داشت که فرزندان بخواهند آن را به سر کنند.

مادری که حجاب برتر دارد ولی اخلاق برتر ندارد، معنویت برتر ندارد، هرگز نمی‌تواند به فرزندان خود احساس خوشایندی در زمینه حجاب منتقل کند.



تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:36 ق.ظ | نویسنده : f a | نظرات

 

مرحوم آیت‌الله حق‌شناس (ره):



قلب دائماً در اضطراب است تا وقتی که حقیقتاً به حق اصابت کند. وقتی به حق اصابت کرد، ثابت می‌ماند و قرار می‌گیرد.

 


 


تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : f a | نظرات


همسر سقراط



سقراط از حکمای یونان زنی بداخلاق داشت. روزی آن زن نشسته با نهایت بدخویی مشغول لباس شستن بود و در حین کار به سقراط دشنام می داد. حکیم از طریق حکمت، مروت و بردباری دم برنمی آورد و سکوت اختیار کرده بود.



 



آرامش سقراط خشم همسرش را بیشتر می کرد به حدی که تشت را که پر از کف صابون بود بر سر و روی سقراط ریخت. ولی سقراط همچنان خونسرد بود. حاضران به حکیم اعتراض کردند که این مقدار تحمل بی موقع از شما پسندیده نیست.



 



سقراط با لبخند گفت: حق با شماست. اما اثر غرش رعد و جهیدن برق، آمدن برف و باران است.



تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:28 ق.ظ | نویسنده : f a | نظرات

به گزارش گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، داوود شهریاری در گوگل پلاس خود نوشت حجت الاسلام علیرضا پناهیان در جلسه‌ای عنوان کرد:

در خارج از کشور سخنرانی داشتم، یک آقای استاد دانشگاهی دعوت کرد خانه‌اش و گفت: این بحثی که کردید حجاب یک مسئلۀ عقلانی است، من این را می‌خواستم یک خاطره برای شما نقل کنم:

خانم دانشجویی که می‌خواست کنفرانس بدهد، مینی‌ژوب پوشیده بود، یعنی یک‌جوری پوشیده بود که سبک‌تر از وقت‌های دیگر بود، من پنج نمره از کنفرانسش کم کردم، به‌خاطر پوشش‌اش.



 

یک میتینگی در دانشگاه توسط این دانشجوها راه افتاد، گفتند: ایشان آمده تبعیض مذهبی قائل شده چون مسلمان است، به حجاب علاقه‌مند است، پوشش ما را نپسندیده نمره ما را کم کرده.

مسئولین دانشگاه دعوتم کردند گفتند: شما چرا این کار را کردید؟ من گفتم: ایشان وقتی پوشش خودش را کم کرده بود و جذاب سر کلاس ظاهر شده بود، موجب شد که نقد علمی در کلاس کاهش پیدا کند. می‌گفت بعد از این آیین‌نامه شد، از این به بعد دانشجو بخواهد کنفرانس بدهد باید لباس رسمی بپوشد.



 

بعد از سی سال از انقلاب انگار هیچ عقلی نبوده که از حجاب دفاع کند و هیچ عقلانیتی در حجاب نیست، در هواپیما، در دانشگاه می‌خواهند در مورد حجاب صحبت کنند می‌گویند ارزش‌های اسلامی!


 



تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : f a | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس